بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

سیسمونی دختر گلم

1394/6/29 16:33
نویسنده : ریحانه
114 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره وقت آوردن سیسمونی دخترم رسید. 13 شهریور 1394 مادر جون و پدر جون به همراه خاله زهرا و خاله فاطمه سیسمونی دختر گلم رو آوردن.

 دست مادر و پدر جون درد نکنه که حسابی زحمت کشیده بودن و وسیله های خوشگل خوشگل واسه دخترم خریده بودن.

براشون بهترین هارو آرزو می کنم.محبت

سیسمونی با کمک خاله های گلت چیده شد. از اون روز دل تو دلم نیست واسه اومدنت. خاله فاطمه واست پتو خرید و خاله معصومه واست آغوش خرید و خاله طیبه واست آبمیوه خوری خرید و خاله زهرا که زحمت آوردن سیسمونی رو کشیده بودن پول داد.

وقتی تجسم می کنم تو اون لباسارو پوشیدی داری با وسایلت بازی می کنی ناخوداگاه یه لبخند روی لبم میاد و قند تو دلم آب می شه.

این مدت تنها ارزویی که داشتم و دارم سالم بودن تو بوده و بس.

خیلی دوست دارم دختر گلم.

بیا که بی صبرانه منتظر اومدنت هستم.

 

پسندها (5)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

رویا
29 شهریور 94 16:53
مامان نی نی عکس سیسمونیشو برامون نمیزارین؟؟؟[عكس كه هست عزيزم تو صفحه بعدش فرستادم.
مادر دردانه
3 مهر 94 22:47
مبارکش باشه ایشالله صحیح و سالم به دنیا بیاد و خونه رو غرق شادی کنه