سیسمونی دختر گلم
بالاخره وقت آوردن سیسمونی دخترم رسید. 13 شهریور 1394 مادر جون و پدر جون به همراه خاله زهرا و خاله فاطمه سیسمونی دختر گلم رو آوردن.
دست مادر و پدر جون درد نکنه که حسابی زحمت کشیده بودن و وسیله های خوشگل خوشگل واسه دخترم خریده بودن.
براشون بهترین هارو آرزو می کنم.
سیسمونی با کمک خاله های گلت چیده شد. از اون روز دل تو دلم نیست واسه اومدنت. خاله فاطمه واست پتو خرید و خاله معصومه واست آغوش خرید و خاله طیبه واست آبمیوه خوری خرید و خاله زهرا که زحمت آوردن سیسمونی رو کشیده بودن پول داد.
وقتی تجسم می کنم تو اون لباسارو پوشیدی داری با وسایلت بازی می کنی ناخوداگاه یه لبخند روی لبم میاد و قند تو دلم آب می شه.
این مدت تنها ارزویی که داشتم و دارم سالم بودن تو بوده و بس.
خیلی دوست دارم دختر گلم.
بیا که بی صبرانه منتظر اومدنت هستم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سیسمونی دختر گلم 


